میدانم حاجی....
میدانم حاجی دلتـــــ این روزها از دستمان خون استـــ !!! 
امّــا چه کنیم ؟
میخواهم پا روی خونت نگذارم ،میخوام خالص باشم و خدایی امـــا باور کن حاجی سخت استــــ !
آنجا همه جا خاکی بود و آدمها هم خاکی ... امّــا اینجا همه چیز رنگیست ،دلها رنگیست و آدمها صــد رنگند . . .
غفلتــ کنی رنگتــــ میکنند ....
حاجی ببخش... ببخش که مُخلــــص نیستم... بــبـخــش...

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:11 توسط دانیال همتی
|