یجاد تفرقه( دشمن دانا و دوست نادان)

یه روز یه ترک بود …
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.
شجاع بود و نترس.
در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد
او برای مردم ایران ، آزادی می خواست

و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.


یه روز یه رشتی بود…
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.
او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند
اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را
و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.


یه روز یه اصفهانی بود…

اسمش حسین خرازی
وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.
کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.
آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

یه روز یه ...


یه روز یه ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و . . .
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و دست به کار شدند تا قفل دوستی ما را بشکنند.
و از آن پس، ( یه روز یه . . . بود ) را کردند جوک، تا این ملت به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر، حتی جانشان را هم نثار کرده اند، به جوک ها، طعنه ها و تمسخر ها سرگرم باشند. [1]


شوخی اختلاف برانگیز


سؤال: برخى از لطيفه و مزاحها به بعض طوايف مانند ترك، لر، عرب نسبت داده می‌شود و در بسيارى از موارد قصد سويى هم نيست. ولى گاهى موجب بروز اختلاف و غيره می‌گردد، حكم چيست؟

آیت الله فاضل لنکرانی: بهتر آن است كه از اين نوع مزاح‌ها اجتناب شود.


1)   http://hos21.persianblog.ir